دکتر مجتبی مقصودی

دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی


دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کمپین صلح خواهی» ثبت شده است

۲۲
آذر

مصاحبه ای که شنیده نشد؛ بلکه برعکس عمل شد!

مقصودی: دستاوردهای برجام کم نیست، انتظارها زیاد است

مصاحبه دکتر مجتبی مقصودی با خبر آنلاین

سعید جعفری

29 دیماه 1395

https://www.khabaronline.ir/news/623921/

 

مصاحبه ای مفصل با سعید جعفری روزنامه نگار و تحلیل گر مسائل بین الملل  در زمستان 1395 در دفتر خبرآنلاین که پاراگراف به پاراگراف حرف جدی، نکته مهم و توصیه و راهبرد در بطن خود دارد. امروز که این مصاحبه را می بینم غبطه می خورم بحال کشور و ملتم از دست حاکمانی که گوش شنوایی ندارند و از این بابت چه هزینه های سنگینی که به جامعه  تحمیل نکردند! خواندن این مصاحبه مفصل را  به همه ی ایرانیان علاقه مند توصیه می کنم.

رئیس انجمن مطالعات صلح ایران در کافه خبر از دست آوردهای برجام می‌گوید و معتقد است دستاوردهای برجام کم نیست و بزرگترین ناکامی برجام این بوده است که نیروهای درون حاکمیتی ان را محل مناقشه سیاسی کرده اند.

سعید جعفری: در یک سالگی برجام همچنان بحث ها پیرامون نتیجه بخش بودن یا نبودن توافقی که تاریخی خوانده می شود ادامه دارد. مخالفان حتی نقاط مثبت را هم با عینک بدبینی می نگرند و نقاط منفی را با بلندگو فریاد می زنند. تا زمانی که هواپیمای ایرباس وارد کشور نشده بود، توافق با ایرباس و بوئینگ را غیر قابل اجرا می خواندند و با یقین از عمل نکردن طرف غربی به تعهداتشان سخن می گفتند. پس از ورود نخستین ایرباس اما آنها از دریچه ای دیگر لب به انتقاد گشودند و دولت را به دلیل مانور روی این ورود به باد انتقاد گرفتند. آنها البته پیشگویی هایی نخستین خود که هواپیمایی وارد نخواهد شد و بوئینگ و ایرباس به وعده های خود عمل نخواهند کرد را به دست فراموشی سپردند. حالا و در یکسالگی توافقی که در فضای بین الملل جملگی بر لزوم ماندگاری آن تاکید دارند و حتی آنان که در دوران تبلیغات انتخاباتی آمریکا از پاره کردن و نابودی آن سخن به میان می آورند، اعتراف می کنند که دور انداختن کار آن ساده ای نیست و آمریکا را مقصر و منزوی خواهد کرد، هنوز هم هستند دلواپسانی که در فضای داخلی با صدای بلند و شنوایشان فریاد می زنند برجام مساوی هیچ. برای بررسی آثار و نتایج برجام چه در فضای داخلی و چه در بعد منطقه ای و بین الملل از دکتر مجتبی مقصودی دعوت کردیم به کافه خبر بیاید. رئیس پیشین انجمن علوم سیاسی ایران و رئیس کنونی انجمن مطالعات صلح ایران در این گفتگوی مفصل از لزوم بازنگری در برخی سیاست های کلان جمهوری اسلامی در خصوص حضور منطقه ای در مناقشات خاورمیانه سخن گفت. این استاد علوم سیاسی در این گفتگو ضمن تاکید بر دست آوردهای برجام در حوزه سیاست خارجی، اقتصاد و حتی سیاست داخلی، لازمه بیشینه نمودن اثراتش را اجماع داخلی میان کانون های داخلی قدرت بر سر برجام دانست. مشروح گپ و گفت ما با دکتر مجتبی مقصودی را در ادامه می خوانید.

**********

در سالگرد اجرایی شدن برجام قرار داریم و منتقدان بر این باورند این توافق دست آوردی نداشته است. بحث را با بررسی آثار و نتایج این توافق آغاز کنیم. شما هم معتقدید برجام بازده ای برای ما نداشته است؟

خیر من این طور نگاه نمی کنم. نمی توان گفت برجام دست آورد نداشته است، اتفاقا دست آورد ها کم نبود ولی شاید انتظارها بیش از این بود. اگر ما برخی ناکامی ها را در دستیابی به برجام لحاظ کنیم مهمترین ناکامی عدم اجماع در درون نیروهای حاکمیتی است. به عبارت دیگر سه نهاد موجود در درون سیستم سیاسی به آن اجماع لازم نرسیدند. آنچه که ما را در عرصه بین الملی تضعیف کرد فقدان یکپارچگی مواضع در این عرصه است وگرنه در مجموع جامعه جهانی موضوع برجام را پذیرفت و برخورد خوبی هم با آن داشت. به معنای واقعی کلمه ما با یک معامله برد-برد طرف بودیم.

فراموش نکنید که ما در آستانه جنگ قرار داشتیم، تحریم ها به شدت گسترده شده و از امکانات حداقلی به دور بودیم. حالا شاید در موضوع مبادلات بانکی همچنان مشکلاتی باقی مانده اما در عین حال در حوزه کشتیرانی ما توانستیم تحریم ها را خاتمه دهیم در حوزه نفت و پتروشیی سرمایه گذاری های خوبی داشتیم و به راحتی می توانیم نفت خود را بفروشیم، در موضوع سیاست خارجی اعتبار و وجهه جهانی به ایران بازگشت، در خصوص تحریم هوایی و فروش هواپیما گشایش قابل توجهی ایجاد شده. به علاوه شاید در حوزه های اجتماعی و سیاسی هم باید منافع برجام را ببینیم.

به نظر من بخشی از گشایش های فضای سیاسی متاثر از دور شدن از فضای جنگ است. فضای مناقشه باعث می شود عرصه های سیاسی و اجتماعی امنیتی شود و امکان بیان بسیاری از مباحث وجود نداشته باشد. هرچند هنوز مشکلاتی به ویژه در خصوص نهادهای مدنی وجود دارد ولی باید این تصور را داشته باشیم اگر برجام نبود چه بر سر ما می آمد. فضای سیاسی ما در شرایطی که در آستانه درگیری و جدال های نظامی و امثالهم بودیم، می توانست از این هم مسدودتر باشد. ما هنوز با گشایش های کامل سیاسی فاصله زیادی داریم ولی نمی توان حداقل منافعلی را از این وضعیت متصور نباشیم.

در نتیجه اینکه بگوییم برجام دست آوردی نداشت خلاف منطق و واقعیت است هرچند انتظارات ما بیش از این بود. در نتیجه تصور می کنم باید ضمن پذیرش نکات مثبت برجام در عین حال تلاش کرد هم نکات مثبت تقویت شود و هم خلاها و کاستی ها کاهش پیدا کند.

در خصوص تاثیراتش روی بحث منطقه ای چطور می توان این موضوع را مورد بررسی قرار داد. اگر بخواهیم تاثیرات منطقه ای برجام را بررسی کنیم چگونه باید تاثیرات برجام را مورد مطالعه قرار دهیم. از یکسو برخی معتقدند گشایشی که در سوریه ایجاد شد حاصل پول هایی است که در اثر برجام آزاد و به سوریه رفت. ضمن اینکه پیش از اینکه برجامی در کار باشد در گفتگوهای سوریه ما را حتی دعوت هم نمی کردند و پس از برجام بود که نقش آفرینی ایران در سوریه مورد پذیرش قرار گرفت.  در نقطه مقابل اما برخی استدلال میکنند جریان مقاومت و تاکید بر راهبردهای جریان مقاومت سبب تغییر معادله در سوریه و حلب شده و اساسا هیچ ارتباطی میان توفیقات حاصله در سوریه و برجام وجود ندارد.

یک نکته کلی رو می توان رویش توافق داشته باشیم. برجام در مجموع وجهه و جایگاه ایران را در فضای بین الملل ارتقا بخشید. ولی به موازات بهبود وضعیت و وجهه ایران رقبای ما خیلی از این وضعیت راضی نبودند. کشوری مانند عربستان سعودی تعاملات ما با غرب را یک آسیب برای خود ارزیابی کرد. در نتیجه تصور اینها این بود که ما هرچه به غرب و آمریکا نزدیک تر شویم آنها برگ های برنده خود را از دست خواهند داد و در نتیجه در میان بازیگران منطقه ای مقاومتی بیش از گذشته مشاهده شد. برای برخی از نیروها به سودشان بود که فضای پیش از برجام و جنگ و ستیزه و مناقشه باشد تا از کنار آن بتوانند سرپل ارتباطی و اقتصادی داشته و با دلالی بتوانند به منافع خود دست یابند.

از این جهت به نظر می رسد برخی از این بازیگران متضرر شدند ولی من معتقدم برجام یک پروژه ناتمام است و ما باید گام های جدی تری در این حوزه برداریم. اولین نکته این است که هنوز نهادهای درون حکومتی و حاکمیتی به یک اجماع در میان خود نرسیده اند. برای اینکه برجام به یک پروژه تمام موفق بدل شود باید روی موضوع برجام و منافع متصور از آن در درون سیستم به یک جمع بندی و توافق برسیم. اگر این توافق و مصالحه در درون نهادهای درون حکومتی ایجاد شود ظرفیت برای بهره برداری از منافع برجام بیشتر خواهد بود. یعنی بخشی از ناتوانی ما در بهره گیری از ظرفیت های برجام به دلیل عدم اجماع داخلی است. البته من بیش از اجماع به مفهوم مصالحه باور دارم. یعنی مصالحه سیاسی میان نهادها و نیروهای داخلی.

با قاطعیت عرض کنم بخش قابل توجهی از جامعه برجام را به عنوان یک دست آورد می داند اگر نظرسنجی صورت گیرد به نظر می رسد بیشتر مشکل به نخبگان در قدرت بازگردد. حتی نخبگان غیر اجرایی خارج از قدرت هم روی منافع حاصل از برجام اجماع نظر دارند. به نظر می رسد بخش هایی از نخبگان حاکمیتی که برجام را به ضرر خود می دانند و آن را مساوی با گشایش فضای سیاسی تلقی می کنند با برجام و نتایج آن مخالفت می ورزند. در نتیجه اگر برجام را مساوی یک دست آورد در سیاست خارجی بدانیم که حتما هم همینطور است، این پروژه ای ناتمام است مگر اینکه با گشایش فضای داخلی و عرصه سیاست داخلی به یک روند کامل و تمام عیار تبدیل می شود.

  • مجتبی مقصودی
۰۵
مهر
صلح خواهان خاورمیانه متحد شوید!! مجتبی مقصودی: رییس هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات صلح ایران به مناسبت روز جهانی صلح ٢١ سپتامبر، مصادف با ٣٠ شهریور، روز جهانی صلح است. امسال این روز را در شرایطی برگزار می کنیم که منطقه خاورمیانه بیش از گذشته درگیر جنگ، منازعه و ستیزه است و افقی برای رسیدن به صلح و ثبات پایداردر منطقه هویدا نیست.  از هر طرف بر طبل جنگ نواخته  می شود و هر یک از طرف های درگیر در سایه نوع بینش و منافع به خود اجازه می دهند به قاضی نرفته حکم داده و قضاوت کنند.     سایه شوم جنگ و منازعه در سطوح داخلی و خارجی هر یک از کشورهای منطقه از لیبی، یمن، سوریه، فلسطین تاعراق گسترده است و هر لحظه نیروها و بازیگران جدیدی به این آوردگاه وارد می شوند و صحنه منازعه را خونین تر، پیچیده تر و مصالحه سیاسی را دور از دسترس تر می سازند. در چنین کارزار خانمان سوزی چه باید کرد؟ مسئولیت  دولت ها، ملت ها، نخبگان و نهادهای مدنی چست؟ در چنین آشفته بازاری که سایه شوم جنگ در سطح منطقه گسترش بیشتر می یابد، بنظر می رسد، به اکثر دولت های منطقه نمی توان امید بست. اکثرا اراده لازم، توان مناسب و مشروعیت واقعی برای این مهم را ندارند و تا حدودی نیز مدار و سکان این کشتی طوفان زده از دستان این بازیگران نیزخارج شده است و به دست گروه های ماجراجو و جنگ سالار افتاده است که حتی نان و آب شان از این طریق ارتزاق می یابد. در چنین زمانه و زمینه ای چاره چیست و راه برون رفت کدام است؟ اگر "مسئولیت مشترک اجتماعی" را مهمترین فصل مشترک همه نیروهای آگاه، مسئولیت پذیر و آینده نگر بدانیم که تنها محدود و معطوف به شخص، گروه خاص و یا نهادی نیست؛ مسئولیت نخبگان، نهادهای مدنی و اجتماعات نخبگانی سنگین تر،  با رسالت اجتماعی شان سازگارتر و در سایه اقدام و عمل فرهنگی و اجتماعی دست یافتنی تر است. در سایه چنین رویکردی، راه اندازی "کمپین صلح خواهی"  بهترین و کم هزینه ترین سلاح برنده در فضای کنونی است که می تواند صلح خواهان منطقه را زیر یک پرچم گرد آورد، همسو سازد و تفهم، تفاهم و مصالحه را رقم زند و از ظرفیت ها و توانمندی های علمی، تخصصی، هنری برای ایفای نقش به بهترین نحوی بهره جوید. مسیر کمپین صلح خواهی متنوع و از ظرفیت های بالایی برخوردار است. از شعر شعرا تا فیلم کارگردانان و موسیقی دلنوازانه و نقاشی زیبای هنرمندان و قلم سحرآمیز نویسندگان، از فضای واقعی تا فضای مجازی، از بازتولید و بازپردازش تاریخی... همگی این ظرفیت را دارند که در این کمپین حضور یابند و صحنه را برای مشارکت بیشتر و تاثیرگذاری اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مهیا سازند. حسن ختام کلامم را با دو بیت از قصاید شاعر نغزپرداز "ملک الشعرای بهار" که شعر را در خدمت نهی و نفی جنگ و جنگ طلبان قرار داد استعانت جسته، به پایان می برم: فغان ز جغد جنگ و مرغوای او که تا ابد بریده باد نای او بریده باد نای او و تا ابد گسسته و شکسته پر و پای او روزنامه جام جم: http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2552190925803693355
  • مجتبی مقصودی
۰۵
مهر
صلح خواهان خاورمیانه متحد شوید!! مجتبی مقصودی: رییس هیئت مدیره انجمن مطالعات صلح ایران به مناسبت روز جهانی صلح ٢١ سپتامبر، مصادف با ٣٠ شهریور، روز جهانی صلح است. امسال این روز را در شرایطی برگزار می کنیم که منطقه خاورمیانه بیش از گذشته درگیر جنگ، منازعه و ستیزه است و افقی برای رسیدن به صلح و ثبات پایداردر منطقه هویدا نیست.  از هر طرف بر طبل جنگ نواخته  می شود و هر یک از طرف های درگیر در سایه نوع بینش و منافع به خود اجازه می دهند به قاضی نرفته حکم داده و قضاوت کنند.     سایه شوم جنگ و منازعه در سطوح داخلی و خارجی هر یک از کشورهای منطقه از لیبی، یمن، سوریه، فلسطین تاعراق گسترده است و هر لحظه نیروها و بازیگران جدیدی به این آوردگاه وارد می شوند و صحنه منازعه را خونین تر، پیچیده تر و مصالحه سیاسی را دور از دسترس تر می سازند. در چنین کارزار خانمان سوزی چه باید کرد؟ مسئولیت  دولت ها، ملت ها، نخبگان و نهادهای مدنی چست؟ در چنین آشفته بازاری که سایه شوم جنگ در سطح منطقه گسترش بیشتر می یابد، بنظر می رسد، به اکثر دولت های منطقه نمی توان امید بست. اکثرا اراده لازم، توان مناسب و مشروعیت واقعی برای این مهم را ندارند و تا حدودی نیز مدار و سکان این کشتی طوفان زده از دستان این بازیگران نیزخارج شده است و به دست گروه های ماجراجو و جنگ سالار افتاده است که حتی نان و آب شان از این طریق ارتزاق می یابد. در چنین زمانه و زمینه ای چاره چیست و راه برون رفت کدام است؟ اگر "مسئولیت مشترک اجتماعی" را مهمترین فصل مشترک همه نیروهای آگاه، مسئولیت پذیر و آینده نگر بدانیم که تنها محدود و معطوف به شخص، گروه خاص و یا نهادی نیست؛ مسئولیت نخبگان، نهادهای مدنی و اجتماعات نخبگانی سنگین تر،  با رسالت اجتماعی شان سازگارتر و در سایه اقدام و عمل فرهنگی و اجتماعی دست یافتنی تر است. در سایه چنین رویکردی، راه اندازی "کمپین صلح خواهی"  بهترین و کم هزینه ترین سلاح برنده در فضای کنونی است که می تواند صلح خواهان منطقه را زیر یک پرچم گرد آورد، همسو سازد و تفهم، تفاهم و مصالحه را رقم زند و از ظرفیت ها و توانمندی های علمی، تخصصی، هنری برای ایفای نقش به بهترین نحوی بهره جوید. مسیر کمپین صلح خواهی متنوع و از ظرفیت های بالایی برخوردار است. از شعر شعرا تا فیلم کارگردانان و موسیقی دلنوازانه و نقاشی زیبای هنرمندان و قلم سحرآمیز نویسندگان، از فضای واقعی تا فضای مجازی، از بازتولید و بازپردازش تاریخی... همگی این ظرفیت را دارند که در این کمپین حضور یابند و صحنه را برای مشارکت بیشتر و تاثیرگذاری اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مهیا سازند. حسن ختام کلامم را با دو بیت از قصاید شاعر نغزپرداز "ملک الشعرای بهار" که شعر را در خدمت نهی و نفی جنگ و جنگ طلبان قرار داد استعانت جسته، به پایان می برم: فغان ز جغد جنگ و مرغوای او که تا ابد بریده باد نای او بریده باد نای او و تا ابد گسسته و شکسته پر و پای او روزنامه جام جم: http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2552190925803693355
  • مجتبی مقصودی
۲۵
بهمن

گفتگو  و تعامل تنها راه نجات خاورمیانه و ضرورت شکل گیری کمپین صلح خواهی

مصاحبه با خبر آنلاین

سعید جعفری/ سه شنبه 20 بهمن 1394

/ http://khabaronline.ir/

مقصودی: تنها راه نجات خاورمیانه گفتگو، تعامل و شکل گیری اعتدال با محوریت ایران، ترکیه و عربستان است

بین الملل > دیپلماسی -

 رئیس سابق انجمن علوم سیاسی ایران در کافه خبر معضلات و مشکلات پیرامون عدم شکل گیری تفکر صلح خواهی در منطقه خاورمیانه را مورد بررسی قرار داد.

سعید جعفری   

  نگاه حذفی تنها به تشدید منازعات منتج می شود. این جمله کلیدی گفتگوی حاضر است. مصاحبه با رئیس سابق انجمن علوم سیاسی ایران. مجتبی مقصودی به کافه خبر آمده بود تا درباره راهکارهای ترویج اندیشه صلح طلبی بگوید.

رئیس انجمن مطالعات صلح معتقد است "دو عامل سبب جدی تر شدن مفهوم صلح خواهی در منطقه خاورمیانه شده است. نخست واقع گرا شدن نخبگان و دیگری حس ناامنی و خشونت از سوی توده مردم". این دو مولفه باعث شده تا امید برای شکل گیری کمپین صلح خواهی در منطقه تقویت شود. استاد علوم سیاسی  دانشگاه آزاد اسلامی. واحد تهران مرکز  همچنین بر این نظر است "تفکر حذفی و هویت سازی های ایدئولوژیک جز بر سامان ناامنی و خصومت ورزی برقرار نخواهد بود". مقصودی همچنین ترویج نگاه بین الاذهانی و فهم مشترک را راهکاری ضرورری برای دستیابی طرف های مختلف مناقشه به منافع ارزیابی کرد و اظهار داشت "جز با در نظر گرفتن منافع همه گروه های حاضر، صلح و آرامش حاصل نمی آید". مشروح پرسش و پاسخ ما با عضو هیئت مدیره انجمن علوم سیاسی ایران را در ادامه می خوانید.    

   بحث را با موانع شکل گیری مفهوم و اندیشه صلح در منطقه خاورمیانه آغاز کنیم. ما عموما از جنگ به معنای خشونت آمیزش زیاد می شنویم و مفاهیم و اندیشه های جنگ شناسی بیش از صلح شناسی مورد عنایت قرار می گیرد و مبنای عملی اش هم دیده می شود. ولی تلاش ها در جهت تبیین و تسری صلح در منطقه کمتر دیده می شود. ریشه یابی و ریشه شناسی این بحران به کجا باز می گردد؟ به روحیات مردم منطقه مربوط است، کم کاری نخبگان را باید مسئول بدانیم یا عوامل دیگری مورد توجه است؟   

  در منطقه خاورمیانه ما با دو دسته نیروها مواجه هستیم. اگر بخواهیم سنجشی میان این نیروها داشته باشیم به نظر می رسد به دلایل متعددی وزن نیروهای صلح طلب و مصالحه جو تضعیف شده و جایگاه و پایگاهشان را از دست داده باشند. یک دلیل  تضعیف وضعیت و جایگاه طبقات متوسط اجتماعی و اقتصادی به دلیل تحولات اخیر باشد که در نتیجه توان این نیروها رو به تنزل گذاشته است. 

   نکته کلیدی این صلح خواهی با تجربیات قبلی در این است که مطالبه ی جدید غیر سیاسی است؛ بدین لحاظ، صلح فی النفسه در حال تبدیل شدن به یک مفهوم ارزشی است. مشخصا در این سال ها جایگاه و پایگاه اقتصادی طبقه متوسط مطالبه گر در اکثر این کشورها تضعیف شده است. دومین عامل هم این است که اگر در گذشته نوعی فضای رقابتی میان شرق و غرب وجود داشت و روشنفکران با مددجویی از این رقابت به تبیین نظرات خود و یارگیری می پرداختند و قدرت مانور داشتند، با تغییر فضا و یکدست شدن فضا به نفع سرمایه داری لیبرال، مواضع نیروهای فرهنگی و روشنفکری صلح طلب تضعیف شده است. تجربه دیگری هم که حاصل آمد تجربه سیاست خیابانی است. یعنی فهم سیاسی، سیاست در جایگاه آرمانی و مدینه فاضله تا اندازه ای رنگ باخت. بخش هایی که تولید کننده اندیشه و ایده و عمل بودند و نهایت آن ایده های روشنفکری بودند به دولت هایی انجامید که خیلی مطلوب نظر جامعه روشنفکری نبود و در نتیجه سرخورده از آن نگاه آرمانی از دولت های سوسیالیستی در سطح منطقه گرفته تا دولت های ناسیونالیستی عربی و حتی برخی از دولت های اسلامگرا در کل جامعه مشاهده شد و موجبات سرخوردگی جریان های آوانگارد جامعه گردید.    به نظر می رسد نیروهایی که با آگاهی و فهم درست می توانستند پیش قراول اندیشه و پرچم صلح شوند به دلایلی چون تجربه تاریخی، ناتوانی در برآورده ساختن نگاه  و ایده های آرمانی در استقرار دولت های دموکراتیک به حاشیه رانده شدند. نقش نظام های اقتدارگرا و ایدئولوژی های اقتدارگرا و حامیان آنها افزایش پیدا کرد. در واقع در پی استقرار و روی کار آمدن دولت های اقتدارگرای ایدئولوژیک شاهد رادیکالیزه شدن کل فضای منطقه هستیم. یعنی با هویت سازی های افراطی و ایدئولوژیک عملا جوامع آنتاگونیستی و تضادها ترمیم ناپذیر و آشتی ناپذیر شد.

  • مجتبی مقصودی