برگزارکنندگان همایش ضمن باورمندی به ضرورت کاربست "گفتمان صلح" به مثابه دال مرکزی سیاست ورزی ایرانی در کمک به برون رفت جامعه ایران از مسائل و مشکلات جاری کشور؛ می کوشند از منظر وضعیت سنجی و آینده نگاری مهمترین موضوعات مبتلابه در حوزه های اقتصاد، سیاست داخلی، سیاست خارجی، جوانان، زنان، مهاجرت، محیط زیست، سیاست نظامی و انتظامی، حقوق بشر، نهادهای مدنی، آموزش و پرورش، آموزش عالی، توسعه سیاسی و گذار به دموکراسی، نظام انتخاباتی و احزاب سیاسی، رسانه ها و فضای مجازی، حقوق بین الملل، دینداری و حوزه های علمیه را مورد طرح و بررسی و تجویز قرار دهند.
زمان برگزاری: سه شنبه و چهارشنبه دوم و سوم امرداد ۱۴۰۳
ساعت: ۱۶ تا :۲۰
نشانی: تهران، خیابان استاد نجات اللهی، بوستان ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی، تالار فردوسی
انجمن علمی مطالعات صلح ایران در آستانه برپایی دولت چهاردهم
گفتمان دولت صلح؛ ضرورت نهاد حکمرانی در ایران
خدمت ملت شریف ایران و کارگزاران نهاد حکمرانی
همانطور که مستحضر هستید، گسترش و تعمیق زمینه های خشونت ورزی و شرایط ناصلح در ایران کنونی، بیش از هر عامل دیگری و خلاف آمد روزگار، متأثر از عملکرد نهاد دولت در سالهای گذشته است؛ دولتی که باید متولی صلح مثبت و فراگیر و متوازن نه تنها در جامعه ایران، بلکه در سطح منطقه و جهان باشد. این واقعیت، سبب کاهش نشاط اجتماعی و امید به آینده، به ویژه در میان نسل جوان شده است.
با اینهمه، ما باور داریم که سیاستمدار همچنان می تواند نقش کلیدی را برای دوری از خشونت و گذار از شرایط ناصلح به سوی یک زیست خوب و صلح مدار در جامعه ایفا کند. تجربه ناکارآمدی گفتمان های دولت های پیشین در ایران، ضرورت طرح یک گفتمان نوین از سوی دولت چهاردهم را به خوبی نشان می دهد. ما می دانیم که حکمرانی، کوشش آگاهانه، سازمان یافته، مسوولانه و موثر دولت ها برای رویارویی سازنده و راهگشا با مسایل اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور است. از این رو، بر این باوریم که «حکمرانی صلح» می تواند دالٌ مرکزی گفتمان دولت چهاردهم برای حکمرانی در معنایی که گفته شد باشد.
امروز جامعه ایران نیازمند دمیدن یک روح تازه است. سرمایه های فرهنگی، دینی، عرفانی، اجتماعی و آیین ها و سنت های دیرینه ما، آموزه های بسیاری برای صلح خواهی و همزیستی مسالمت آمیز در روابط میان مردم و دولت و تعامل آشتی جویانه با جهانیان را در دل خود دارند. «گفتمان صلح» راهی تازه در پیش روی سیاستگذاران در عرصه های گوناگون باز می کند و «مکتب ایرانی صلح» این قابلیت را دارد که نه تنها از دشواری های زیست در سطح داخلی بکاهد، بلکه مرهمی بر دردهای مردمان منطقه فرهنگی ما و نیز مصائب همدینان و همکیشان ما در سراسر جهان باشد و رویکردی تازه از روابط انسان دوستانه و عزتمندانه را در عرصه روابط بین الملل به نمایش بگذارد.
انتخاب گفتمان صلحو ایفای نقش به مثابه یک بازیگر صلح طلب، پنجره تازه ای به روی افزایش قدرت ملی می گشاید. بر پایه گفتمان صلح، زمینه بازکردن آغوش گرم وطن به روی ایرانیان خارج از کشور فراهم می شود و ظرفیت تعاملی جامعه ایران با جهان، فرصتی تازه می یابد. با در نظر داشت نقش و عاملیت انسان ها در برپاداری صلح، ما خواهان پیگیری رویکرد صلح مدارانه در رفتار و گفتار سیاستمدارانی هستیم که سکان دولت چهاردهم را به دست می گیرند. و آمادگی آن را داریم تا به دولت یاری دهیم تا با بهره گیری از اندیشه ها و تجربیات دانشگاهیان و دیگر اقشار جامعه، قواعد بازی حکمرانی بر پایه ایده صلح را تدوین و اجرا نماید.
سخن پایانی آنکه، افق ما، افق صلح است و راه تداوم سربلندی و پیشرفت میهن مان را در گام برداشتن به سوی «دولت صلح» در ایران می بینیم.
ناهمترازی قدرت سیاسی - اجتماعی زنان در جمهوری اسلامی؛
در پرتو بررسی از جا ماندگی و بدکارکردی نظام سیاستگذاری
در
📤دومین کنفرانس بینالمللی مطالعات زنان:
سیاستگذاری جنسیتی و قدرت زنان: ادغام اجتماعی و برقراری عدالت
هفدهم تیر ماه ۱۴۰۳
فرهنگسرای اندیشه
«مجتبی مقصودی» عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و بنیانگذار انجمن علمی مطالعات صلح نیز در سخنرانی خود با عنوان «ناهمترازی قدرت سیاسی _ اجتماعی زنان در جمهوری اسلامی؛ در پرتو بررسی از جاماندگی و بدکارکردی نظام سیاستگذاری» گفت: مسائل زنان در سطح جهان و ایران در دهههای اخیر بیش از پیش در دستور بررسی و کنکاش محافل دانشگاهی، تحلیلگران حوزه عمومی و رسانهها قرار گرفته است.
وی افزود: یکی از ابعاد به شدت چالشی، بررسی و وضعیتسنجی جایگاه و سهم زنان در هرم قدرت سیاسی اعم از نهادهای حاکمیتی، قوه مجریه، مقننه، قضائیه و مدیریتهای کلان است که به انتشار دهها اثر منجرشده و این در حالی است که در حوزههای عمومی در بسیاری از موارد زنان همدوش و همتراز مردان به فعالیتهای اجتماعی و مدنی مشغول هستند. در ایران نیز با وجود جایگاه قابل اعتنای زنان در حوزههای اجتماعی و در ساحتهای عمومی و مدنی، زنان کشورمان در دهههای اخیر در حوزههای سیاسی و بویژه هرم قدرت سیاسی، گاهی از جایگاه درجه دوم و چندم برخوردار بوده و در مواردی به رسمیت شناخته نشده و نقش حاشیهای ایفا میکنند.
نظام سیاستگذاری کشور زمینهساز تبعیض است
یافته ها
1- در حالی که زنان با توجه به ظرفیت ها و توانمندی های فردی در سطوح اجتماعی از شأن و منزلت مناسب تری برخوردار بوده و عامل جنسیت کمتر مانعی برای در فعالیت های حوزه اجتماعی، عمومی و مدنی محسوب می شود؛ در سطوح حکومتی و حاکمیتی با ورود نظام سیاستگذاری به عرصه تنظیم گری مناسبات، اعوجات و موانع حضور زنان در قدرت سیاسی آغاز می شود.
2- دومین ادعای مقاله این است که نظام سیاستگذاری کشور بجای رعایت عدالت جنسیتی، خود زمینه ساز تبعیض در این حوزه است. این رویکرد تبعیض گونه متأثر ازجا ماندگی هستی شناسانه و معرفت شناسانه مسئولین در قدرت، و نیز بدکارکردی ساختاری و روشی مبتنی بر منافع گروه های ذینفع است که مسئولان آن با نفی، تردید و بهانه تراشی در حقوق شهروندی، حضور زنان را در عرصه های قدرت برنتایبده و منابع کمیاب را دور از دسترس بخش های قابل توجهی از جامعه و به ویژه زنان قرار داده است؛ بدین ترتیب و عملا ناهمترازی قدرت سیاسی - اجتماعی زنان در جمهوری اسلامی را دامن زده و تشدید کرده است.
3- ناهمترازی قدرت سیاسی - اجتماعی زنان در سال های اخیر تشدید گردیده است و زنان جامعه ایران برخی جایگاه های قبلی را با توجه به نگاه مردانه و ایدئولوژی تبعیضی پشتوانه آن از دست داده اند و این در حالی است که در حوزه نهادهای مدنی و ارتباطات اجتماعی به واسطه مشارکت در جنبش های اجتماعی حق طلبانه جایگاه قابل احترام تری یافته اند
منتشره در کتاب "صلح ایرانی در جستجوی مسیرهای صلح در ایران امروز" به همت دکتر نعمت الله فاضلی
تهران، نشر همرخ نگاشت با همکاری انجمن علمی مطالعات صلح ایران، بهار 1403، صص 135- 152
چکیده
گسترش و تعمیق زمینه و زمانه ناصلح در ایران کنونی بیش از هر عامل دیگری و خلاف آمد روزگار متأثر از نهاد دولت است، دولتی که منطقا می بایست متولی و الگوی صلح مثبت و فراگیر و متوازن نه تنها در جامعه ایران، بلکه در سطح منطقه و جهان باشد.
واقعیت ناصلح در ایران ناظر بر وضعیت رقت برانگیز و رو به خرابی مستمر در اکثر حوزه های مُلک و مملکتداری چون ساختار و عملکرد دولت و کارگزاران رسمی، نحوه توزیع و تخصیص منابع، جریان آزاد اطلاعات، روابط با کشورهای همسایه و جهان، سطح سرمایه انسانی و اجتماعی، وضعیت حقوق شهروندی، سلامت محیط کسب و کار و سطح اشتغال، شفافیت و فساد، بهداشت و درمان، آموزش، محیط زیست، نشاط اجتماعی و امید به آینده است که نه تنها موجبات نارضایتی، بلکه آشفتگی عینی و ذهنی اکثریت جامعه را فراهم آورده است که هر یک از اقشار و گروه های اجتماعی بسته به امکانات و گریزگاه ها بدنبال کنار آمدن و یا فرار و خلاصی از این وضعیت اند.
این مقاله با تأکید بر نقش مسلط نهاد دولت، به استناد گزاره ها و فکت های قابل اعتناء بر این نکته پای می فشارد که در دوران معاصر، دولت مدرن در ایران علیرغم برخی اعوجاجات تاریخی و بدکارکردی ها در حوزه توسعه سیاسی، در مابقی ابعاد روندی رو به جلو را تجربه می کرده است؛ ولی در چند دهه اخیر این اعوجاجات و بدکارکردی علاوه بر حوزه سیاسی به همه بخش ها و حتی کوچکترین بخش هایی که دولت در آن ورود دارد یا ورود پیدا کرده است سرایت یافته و این بخش ها و قسمت ها را از درون و بیرون دچار نابسامانی و حتی اضمحلال کرده است. به عبارتی؛ در چند دهه اخیر به صرافت و فراست دریافته ایم که ورود و مداخله دولت در هر موضوع ساده ای آن را به مسأله و معضلی تبدیل کرده است.
واقعیت آن است که نهاد دولت در ایران که منطقا پسوند "مدرن" را هم با خود یدک می کشد و بخش اعظم امکانات و منابع را در اختیار دارد و به ویژه در نیم قرن اخیر از درآمدهای نفتی بصورت گسترده بهره مند گردیده است در روندی رو به تزاید از ایفاء به مسئولیت ها و وظایف ذاتی خود و از جمله برقراری صلح مثبت در قبال جامعه ملی بازمانده و حتی در گذر زمان از پذیرش مسئولیت و وظایف نه تنها ثانویه، بلکه مسئولیت ها و وظایف اولیه و ذاتی خود سرباز می زند و متاسفانه به دلایلی که شرح جداگانه ای می طلبد این نهاد نیازی به پاسخگویی هم احساس نمی کند.
واقع بینانه و صادقانه باید گفت این دولت جایگاه و پایگاه خود را در میان بخش ها و اقشار مختلفی از جامعه از دست داده است؛ و حتی می توان مدعی شد که این دولت در حال حاضر دیگر نمایندگی اکثریت جامعه را برعهده ندارد؛ لذا بجای داوری بی طرفانه و مصالحه گرانه میان طبقات، اقشار و نیروهای اجتماعی و قبول مسئولیت اولیه و بدیهی در برقراری امنیت، توسعه و رفاه اجتماعی و تعمیق کرامت انسانی و ترویج و استقرار صلح و به ویژه صلح مثبت؛ در عمل با عدول از بیطرفی، با فرافکنی مشکلات و تنگناها، و بی اعتنا به تحولات نوین جهانی به جایگاه یک گروه در قدرتِ مناقشه طلب، تغییر وضعیت و تقلیل جایگاه و جهت داده است تا جایی که در حال حاضر؛ خود به عنوان مهمترین دشواره و اُمّ المسائل ایران بدل شده است در چنین شرایطی، گذار از وضعیت کنونی و رسیدن به دولتی توسعه گرا و مصالحه جو که به مسئولیت های کلاسیک و نوین خود متعهد و پاسخگو باشد نیازمند همفکری، هم افزایی، مصالحه و ائتلاف نظری و عملی همه ی نیروهای اجتماعی و سیاسی و علاقمندان به سرنوشت ایران است.
مراسم بزرگداشت فرهنگ مهر با مشارکت انجمن علمی مطالعات صلح ایران و موزه تصاویر معاصر با سخنرانی دکتر مصطفی معین، دکترهادی خانیکی، دکتر سید محمد کاظم سجادپور، دکتر مجتبی مقصودی و دکتر حسین دهباشی، دکتر ماندانا تیشه یار ویراستار کتاب " یک میراث استعماری..." با مدیریت دکتر هوشنگ میرکوشش و حضور جمعی از علاقمندان در عصر روز دوشنبه ٣١ اردیبهشت ماه ١٤٠٣ در کافه تاریخ برگزار شد. در این نشست هر یک از سخنرانان ابعاد مختلفی از شخصیت علمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی شادروان استاد فرهنگ مهر را مورد طرح و بررسی قرار دادند که متن کامل آن به در سامانه امرداد (تارنمای خبری زتشتیان) به آدرس زیر در دسترس هست. در اینجا تنها سخنرانی دکتر مجتبی مقصودی منتشر می شود.
https://amordadnews.com/206873/
دکتر مجتبی مقصودی، استاد رشتهی علوم سیاسی دانشگاه و مدیر انجمن علمی مطالعات صلح ایران، سخنران پایانی این نشست بود. او در آغاز سخنانش گفت: «زرتشتیان ایران بسیار علاقهمند به آیین و پیشینه و تاریخ کشورشان هستند. در سیصدسال اخیر نیز در حوزههای مختلف، از آموزش گرفته تا بهداشت و صنعت، فعال بودهاند. ذهنیتی که ما از زرتشتیان داریم، گفتار نیک، کردار نیک و اندیشهی نیک است». این سخنران سپس افزود: «این نشست پیش از آن که رونمایی از کتاب دکتر مهر باشد، یکنوع بازنمایی مجدد از چهرهی استاد فرهنگ مهر است. یک آیین قدرشناسی است. در فضای رادیکالیزهی بعد از انقلاب، یکمقدار جفاهایی رفت و برخی از هموطنان جلای وطن کردند. امیدواریم این نشست شروع خوبی باشد برای بازشناسیها و آیین قدرشناسی و بازنمایی از چهرهها را انجام بدهیم. چون بخشی از تاریخ، جنگ روایتهاست. تاریخ هم مبتنی بر اسناد است. اسناد بهروز میشوند. من شاگرد دکتر جواد شیخالاسلامی [استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران] بودم. ایشان میگفتند که هر 25 سال یکبار باید تاریخ را از نو نوشت؛ از این جهت که اسناد جدیدی بهدست میآید و زوایای دیگری را میتوان مطرح و مباحث تازهای را عنوان کرد. افزون بر این که وقتی از یک مقطع تاریخی دور میشویم، در آرامش خاطر میتوان تاریخنگاری کرد و از فشارهای بیرونی دور ماند». مقصودی آنگاه در ادامهی سخنانش گفت: «از شخصیت دکتر فرهنگ مهر، با آن پاپیونی که میزد، آنچه من درمییابم این است که او انسان باپرنسیپی بود. از غذاخوردن گرفته تا سکنات و بسیاری از موازینی که انسان را با پرنسیپ میسازد. او به اخلاقیات توجه داشت و اهل مشورت بود. همهی اینها ویژگیهای برجستهای است که در شخصیت دکتر فرهنگ مهر وجود داشت. او با آثاری که نوشت، مخصوصاً دربارهی جزایر سهگانهی ایران، مهاجرت را تبدیل به فرصت کرد». ارزیابی دکتر مجتبی مقصودی از کتاب دکتر فرهنگ مهر، پایانبخش سخنان او بود.
کتاب صلح ایرانی: در جستجوی مسیرهای صلح در ایران امروز
به همت دکتر نعمت الله فاضلی
انتشارات همرخ. بهار 1403
قسمتی از مقدمه کتاب:
«صلح ایرانی» چه چیزی نیست. این کتاب دفتری شاعرانه، ادیبانه و تبلیغی در ستایش صلح نیست. نمیخواهیم با نگاهی رمانتیک و خیالی چشممان را بر واقعیتهای تلخ خشونتها، جنگها، تبعیضها و فشارهای ساختاری موجود که زندگی ما را تیره و تار کرده ببندیم و صرفاً در ستایش و زیبایی صلح و صلح دوستی سخن بگوییم. هر چند ادبیات و هنر صلح نقش مهم و ضروری در صلحگستری و حتی خلق و گسترش بینش انتقادی در فهم صلح و ناصلح جامعه دارند و نویسندگان این کتاب نیز گاه و بیگاه به این متون توجه کردهاند.
این کتاب نقد و معرفی اندیشههای موجود در گفتمان و مطالعات صلحپژوهی هم نیست. مفهوم صلح مستعد این است که بد تعبیر و تفسیر شود. اغلب وقتی پای اندیشه در میان میآید شکلی از عملگریزی و شانه خالی کردن از مسئولیت خود برای اقدام و انجام کار تداعی می شود. به ویژه اگر این اندیشهورزی با صلح همکلام شود.
صلح ایرانی کتاب دانشگاهی مرسوم نیست که مجموعهای از مفاهیم، نظریهها، دیدگاهها و روش های صلحپژوهی را معرفی کند. هر چند چنین کاری ارزشمند است و به آن احتیاج داریم. آخرین نکته هم این که صلح ایرانی شرح و بسط نظریه و دیدگاه مکتب، ایدئولوژی یا حتی رهیافت رشته دانشگاهی مشخصی هم نیست. مجموعه بحثها و دیدگاههای این کتاب برای دفاع از هیچ نظریه و ایدئولوژی خاصی تدوین نشده است. این سخن به معنای این نیست که نویسندگان صلح ایرانی فاقد بینش و نگرش سیاسی هستند و مقالات این کتاب نیز خنثی و فاقد دلالتهای سیاسیاند. نمیتوان صلح را بدون جهتگیری و نگاه سیاسی روایت کرد. اما ما در دعوت از نویسندگان نخواستهایم سبک و سیاق و رهیافت ما یا هر مکتب و رویکرد از پیش مشخصی را دنبال کنند.
قصد این را هم نداریم که با نگاهی خودپسندانه روایتی ستایشگرانه از تاریخ و فرهنگ صلحجویانه از ایران ارائه کنیم و با استناد به متون ادبیات و عرفان و دین یا گزینشی از صحنه های دلانگیز تاریخ ایران، تصویری رویایی و آرمانشهری از سرزمین و فرهنگمان بسازیم. هر چند جای تاریخ فرهنگی صلح در ایران در میان کتابهای موجود خالی است و ما بیشترین آشناییهایمان از تاریخ جنگ ها و خشونتهاست.
کتابی که پیش روی دارید اندیشههایی درباره چیستی، چرایی، چالشها و چگونگی تحقق و ارتقای صلح در ایران است. جمعی از محققان و اندیشمندان امروز ایران از دانش ها و رشتههای گوناگون علوم سیاسی، علوم اجتماعی، علوم تربیتی، فلسفه، روانشناسی، ادبیات و رشتههای دیگر همت کرده و ایدههایشان را برای گسترش صلح و کاهش خشونت در ایران قلمی کرده و در این کتاب تقدیم شما می کنند. اغلب آنها برای شما و حوزه عمومی ایران و عامه اهل فکر نامآشنا هستند.
فهرست مطالب و نویسندگان کتاب صلح ایرانی: در جستجوی مسیرهای صلح در ایران امروز:
دیباچه: صلح به مثابه امید (نعمت الله فاضلی) ۱. صلحخواهی چونان فضیلت اخلاقی-سیاسیِ فردی و جمعی، از گذشتۀ اسطوره تا آیندۀ تاریخ (موسی اکرمی) ۲. دوستان من دوستی وجود ندارد (محمدرضا تاجیک) ۳. صلح و ایران در آغاز سده پانزدهم (فرهنگ رجایی) ۴. نهاد دولت و مسئولیت گسترش ناصلح در ایران (مجتبی مقصودی) ۵. سنتگرایی تحولی؛ نگاهی به صلح از منظر فلسفه تعلیم و تربیت (خسرو باقری) ۶. نقش دانشگاهیان ایرانی در برساختن جامعه فرهنگی منطقهای (ماندانا تیشهیار) ۷. آشتی اضداد؛ جستجوی صلح در جهان تضادها و تفاوتها (ایرج شهبازی) ۸. تحقق صلح ایرانی-اسلامی؛ از ایدئال تا واقعیت (علیاکبر علیخانی) ۹. تأملی درباب شرایط امکان صلح (مقصود فراستخواه) ۱۰. صلح از مدرسه میآید (مصطفی ملکیان) ۱۱. صلح ایرانی از منظر دینی (محمد منصورنژاد) ۱۲. مزیت ذاتی هنر در آموزش صلح: ارائهی چارچوبی برای طراحی برنامهی درسی (محمود مهرمحمدی) ۱۳. «همه آنچه با ما روی زمین زندگی میکنند»؛ امکان مشارکت زنان ایرانی در برپاکردن صلح (مریم نصر اصفهانی) ۱۴. زیستن در زمانه جنبشهای حیاتبخش (سمیه توحیدلو) ۱۵. صلح اجتماعی و مسئله جنسیت (ندا حاجی وثوق) ۱۶. صلحآفرینی سازمانی (غلامرضا خاکی) ۱۷. خدمات متقابل صلح و محیطزیست (محمد درویش) ۱۸. نسلها و صلح (محمدسعید ذکایی) ۱۹. نابرابری جنسیتی، مانع تحقق رؤیای صلح (سیمین کاظمی) ۲۰. مسائل قومی- هویتی و صلح در ایران امروز (مختار نوری) ۲۱. رابطه بین صلح و اقتصاد (فرشاد مؤمنی)
«عدم وجود رشته مطالعات صلح در ایران بسیار مشهود است. جالب این است که در کشورهای همسایه از هند و پاکستان و کشورهای دورتر موضوع صلح و حل منازعه کم و بیش در دانشگاه ها تدریس می شود. در برخی کشورها مانند هندوستان تقریبا کمتر دانشگاهی در این کشور است که در حوزه علوم انسانی و اجتماعی کار کند و این به عنوان رشته جداگانه تدریس نشود.»
به گزارش جماران، دکتر مجتبی مقصودی، دانشیار دانشکده علومسیاسی دانشگاه آزاد اسلامی تهران مرکز و بنیانگذار انجمن علمی مطالعات صلح ایران در نشست هم اندیشی اعضای این انجمن که در محل خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد، با محور قرار دادن موضوع ضرورت پرداختن بیشتر به موضوع صلح در جامعه ایرانی و سطح سیاسی و اجتماعی گفت:
ما در فضایی قرار گرفتیم که چرخه خشونت، تعارض و منازعه به شدت در حال افزایش است. از نهاد خانواده تا جمع های بزرگ تر، از سطح ملی تا منطقه ای و البته بین المللی میان بازیگران بزرگ تر شاهد روند رو به رشد خشونت و منازعه هستیم.
در تعداد بسیار زیادی از کشورها به خصوص کشورهایی مانند ایران مشکلی که ظهور و بروز پیدا کرده برآمده از نهاد خود دولت است. نهادی که براساس منطق باید داور بی طرف در منازعات باشد و شکاف های داخلی را کاهش دهد خود به باری در این فضا تبدیل شده و به این چرخه منازعه دامن می زند.
نمونه ها زیاد است؛ از پرونده های موجود در دادگستری و تعداد زندانیان گرفته تا فساد گسترده، از عدم سهولت کسب و کار تا شاخص فلاکت ، از کیفیت زندگی تا میزان شادی ، از امید به زندگی تا وضعیت اجتماعی به شمول وضعیت مهاجرت همه نشان می دهد که ما در این چرخه گرفتار شده ایم.
صلح در منطق نهادهای مدنی و از دل همکاری ها و تعامل ها برمی آید اما همین نهادهای مدنی و علمی در حوزه عمومی ضعیف عمل کردند. نهادهای سیاسی هم نداریم که دقیقا دغدغه صلح داشته باشند و متاسفانه هنوز در هدف گذاری ها صلح در انتهای مطالبه های سیاسی است.
به لحاظ علمی هم کم و بیش این وضعیت حاکم بوده است. البته شاید روند و بسترها بهتر شده باشند. علیرغم تلاش هایی که صورت گرفته در دانشگاه های مفید، تربیت مدرس، علامه طباطبایی و مطالعات جهان انجام شد اما ما همچنان خلاء وجود رشته مطالعات صلح و حل منازعه را در دانشگاه ها داریم. این موضوع بین رشته ای است و همه رشته ها می توانند در این بحث ورود کنند و در تعامل با هم می توانند این رشته را پوشش بدهند.
عدم وجود رشته مطالعات صلح در ایران بسیار مشهود است. جالب این است که در کشورهای همسایه از هند و پاکستان و کشورهای دورتر موضوع صلح و حل منازعه کم و بیش در دانشگاه ها تدریس می شود. در برخی کشورها مانند هندوستان تقریبا کمتر دانشگاهی در این کشور است که در حوزه علوم انسانی و اجتماعی کار کند و این به عنوان رشته جداگانه تدریس نشود.
از سوی دیگر ما با مشکل فهم غیردقیق و سنتی از صلح هم مواجه هستیم. از ابتدا که موضوع صلح را مطرح می کردیم برخی می گفتند مگر ما جنگ داریم؟ مگر ما دعوا و منازعه داریم؟ یکی از دستاوردهای این انجمن و فعالیت های کنشگران این حوزه این بود که این ادبیات گفت و گو درباره صلح و ضرورت آن اندکی جاافتاد و حداقل سوال هایی از این جنس در مرور زمان کمتر پرسیده می شود. پیش از این احساس ضرورت اجتماعی نسبت به پرداختن به موضوع صلح و مصالحه در ایران و ادبیات متناظر با آن کمتر وجود داشت.