دکتر مجتبی مقصودی

دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی


دانشیار رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خبر آنلاین» ثبت شده است

۲۲
آذر

مصاحبه ای که شنیده نشد؛ بلکه برعکس عمل شد!

مقصودی: دستاوردهای برجام کم نیست، انتظارها زیاد است

مصاحبه دکتر مجتبی مقصودی با خبر آنلاین

سعید جعفری

29 دیماه 1395

https://www.khabaronline.ir/news/623921/

 

مصاحبه ای مفصل با سعید جعفری روزنامه نگار و تحلیل گر مسائل بین الملل  در زمستان 1395 در دفتر خبرآنلاین که پاراگراف به پاراگراف حرف جدی، نکته مهم و توصیه و راهبرد در بطن خود دارد. امروز که این مصاحبه را می بینم غبطه می خورم بحال کشور و ملتم از دست حاکمانی که گوش شنوایی ندارند و از این بابت چه هزینه های سنگینی که به جامعه  تحمیل نکردند! خواندن این مصاحبه مفصل را  به همه ی ایرانیان علاقه مند توصیه می کنم.

رئیس انجمن مطالعات صلح ایران در کافه خبر از دست آوردهای برجام می‌گوید و معتقد است دستاوردهای برجام کم نیست و بزرگترین ناکامی برجام این بوده است که نیروهای درون حاکمیتی ان را محل مناقشه سیاسی کرده اند.

سعید جعفری: در یک سالگی برجام همچنان بحث ها پیرامون نتیجه بخش بودن یا نبودن توافقی که تاریخی خوانده می شود ادامه دارد. مخالفان حتی نقاط مثبت را هم با عینک بدبینی می نگرند و نقاط منفی را با بلندگو فریاد می زنند. تا زمانی که هواپیمای ایرباس وارد کشور نشده بود، توافق با ایرباس و بوئینگ را غیر قابل اجرا می خواندند و با یقین از عمل نکردن طرف غربی به تعهداتشان سخن می گفتند. پس از ورود نخستین ایرباس اما آنها از دریچه ای دیگر لب به انتقاد گشودند و دولت را به دلیل مانور روی این ورود به باد انتقاد گرفتند. آنها البته پیشگویی هایی نخستین خود که هواپیمایی وارد نخواهد شد و بوئینگ و ایرباس به وعده های خود عمل نخواهند کرد را به دست فراموشی سپردند. حالا و در یکسالگی توافقی که در فضای بین الملل جملگی بر لزوم ماندگاری آن تاکید دارند و حتی آنان که در دوران تبلیغات انتخاباتی آمریکا از پاره کردن و نابودی آن سخن به میان می آورند، اعتراف می کنند که دور انداختن کار آن ساده ای نیست و آمریکا را مقصر و منزوی خواهد کرد، هنوز هم هستند دلواپسانی که در فضای داخلی با صدای بلند و شنوایشان فریاد می زنند برجام مساوی هیچ. برای بررسی آثار و نتایج برجام چه در فضای داخلی و چه در بعد منطقه ای و بین الملل از دکتر مجتبی مقصودی دعوت کردیم به کافه خبر بیاید. رئیس پیشین انجمن علوم سیاسی ایران و رئیس کنونی انجمن مطالعات صلح ایران در این گفتگوی مفصل از لزوم بازنگری در برخی سیاست های کلان جمهوری اسلامی در خصوص حضور منطقه ای در مناقشات خاورمیانه سخن گفت. این استاد علوم سیاسی در این گفتگو ضمن تاکید بر دست آوردهای برجام در حوزه سیاست خارجی، اقتصاد و حتی سیاست داخلی، لازمه بیشینه نمودن اثراتش را اجماع داخلی میان کانون های داخلی قدرت بر سر برجام دانست. مشروح گپ و گفت ما با دکتر مجتبی مقصودی را در ادامه می خوانید.

**********

در سالگرد اجرایی شدن برجام قرار داریم و منتقدان بر این باورند این توافق دست آوردی نداشته است. بحث را با بررسی آثار و نتایج این توافق آغاز کنیم. شما هم معتقدید برجام بازده ای برای ما نداشته است؟

خیر من این طور نگاه نمی کنم. نمی توان گفت برجام دست آورد نداشته است، اتفاقا دست آورد ها کم نبود ولی شاید انتظارها بیش از این بود. اگر ما برخی ناکامی ها را در دستیابی به برجام لحاظ کنیم مهمترین ناکامی عدم اجماع در درون نیروهای حاکمیتی است. به عبارت دیگر سه نهاد موجود در درون سیستم سیاسی به آن اجماع لازم نرسیدند. آنچه که ما را در عرصه بین الملی تضعیف کرد فقدان یکپارچگی مواضع در این عرصه است وگرنه در مجموع جامعه جهانی موضوع برجام را پذیرفت و برخورد خوبی هم با آن داشت. به معنای واقعی کلمه ما با یک معامله برد-برد طرف بودیم.

فراموش نکنید که ما در آستانه جنگ قرار داشتیم، تحریم ها به شدت گسترده شده و از امکانات حداقلی به دور بودیم. حالا شاید در موضوع مبادلات بانکی همچنان مشکلاتی باقی مانده اما در عین حال در حوزه کشتیرانی ما توانستیم تحریم ها را خاتمه دهیم در حوزه نفت و پتروشیی سرمایه گذاری های خوبی داشتیم و به راحتی می توانیم نفت خود را بفروشیم، در موضوع سیاست خارجی اعتبار و وجهه جهانی به ایران بازگشت، در خصوص تحریم هوایی و فروش هواپیما گشایش قابل توجهی ایجاد شده. به علاوه شاید در حوزه های اجتماعی و سیاسی هم باید منافع برجام را ببینیم.

به نظر من بخشی از گشایش های فضای سیاسی متاثر از دور شدن از فضای جنگ است. فضای مناقشه باعث می شود عرصه های سیاسی و اجتماعی امنیتی شود و امکان بیان بسیاری از مباحث وجود نداشته باشد. هرچند هنوز مشکلاتی به ویژه در خصوص نهادهای مدنی وجود دارد ولی باید این تصور را داشته باشیم اگر برجام نبود چه بر سر ما می آمد. فضای سیاسی ما در شرایطی که در آستانه درگیری و جدال های نظامی و امثالهم بودیم، می توانست از این هم مسدودتر باشد. ما هنوز با گشایش های کامل سیاسی فاصله زیادی داریم ولی نمی توان حداقل منافعلی را از این وضعیت متصور نباشیم.

در نتیجه اینکه بگوییم برجام دست آوردی نداشت خلاف منطق و واقعیت است هرچند انتظارات ما بیش از این بود. در نتیجه تصور می کنم باید ضمن پذیرش نکات مثبت برجام در عین حال تلاش کرد هم نکات مثبت تقویت شود و هم خلاها و کاستی ها کاهش پیدا کند.

در خصوص تاثیراتش روی بحث منطقه ای چطور می توان این موضوع را مورد بررسی قرار داد. اگر بخواهیم تاثیرات منطقه ای برجام را بررسی کنیم چگونه باید تاثیرات برجام را مورد مطالعه قرار دهیم. از یکسو برخی معتقدند گشایشی که در سوریه ایجاد شد حاصل پول هایی است که در اثر برجام آزاد و به سوریه رفت. ضمن اینکه پیش از اینکه برجامی در کار باشد در گفتگوهای سوریه ما را حتی دعوت هم نمی کردند و پس از برجام بود که نقش آفرینی ایران در سوریه مورد پذیرش قرار گرفت.  در نقطه مقابل اما برخی استدلال میکنند جریان مقاومت و تاکید بر راهبردهای جریان مقاومت سبب تغییر معادله در سوریه و حلب شده و اساسا هیچ ارتباطی میان توفیقات حاصله در سوریه و برجام وجود ندارد.

یک نکته کلی رو می توان رویش توافق داشته باشیم. برجام در مجموع وجهه و جایگاه ایران را در فضای بین الملل ارتقا بخشید. ولی به موازات بهبود وضعیت و وجهه ایران رقبای ما خیلی از این وضعیت راضی نبودند. کشوری مانند عربستان سعودی تعاملات ما با غرب را یک آسیب برای خود ارزیابی کرد. در نتیجه تصور اینها این بود که ما هرچه به غرب و آمریکا نزدیک تر شویم آنها برگ های برنده خود را از دست خواهند داد و در نتیجه در میان بازیگران منطقه ای مقاومتی بیش از گذشته مشاهده شد. برای برخی از نیروها به سودشان بود که فضای پیش از برجام و جنگ و ستیزه و مناقشه باشد تا از کنار آن بتوانند سرپل ارتباطی و اقتصادی داشته و با دلالی بتوانند به منافع خود دست یابند.

از این جهت به نظر می رسد برخی از این بازیگران متضرر شدند ولی من معتقدم برجام یک پروژه ناتمام است و ما باید گام های جدی تری در این حوزه برداریم. اولین نکته این است که هنوز نهادهای درون حکومتی و حاکمیتی به یک اجماع در میان خود نرسیده اند. برای اینکه برجام به یک پروژه تمام موفق بدل شود باید روی موضوع برجام و منافع متصور از آن در درون سیستم به یک جمع بندی و توافق برسیم. اگر این توافق و مصالحه در درون نهادهای درون حکومتی ایجاد شود ظرفیت برای بهره برداری از منافع برجام بیشتر خواهد بود. یعنی بخشی از ناتوانی ما در بهره گیری از ظرفیت های برجام به دلیل عدم اجماع داخلی است. البته من بیش از اجماع به مفهوم مصالحه باور دارم. یعنی مصالحه سیاسی میان نهادها و نیروهای داخلی.

با قاطعیت عرض کنم بخش قابل توجهی از جامعه برجام را به عنوان یک دست آورد می داند اگر نظرسنجی صورت گیرد به نظر می رسد بیشتر مشکل به نخبگان در قدرت بازگردد. حتی نخبگان غیر اجرایی خارج از قدرت هم روی منافع حاصل از برجام اجماع نظر دارند. به نظر می رسد بخش هایی از نخبگان حاکمیتی که برجام را به ضرر خود می دانند و آن را مساوی با گشایش فضای سیاسی تلقی می کنند با برجام و نتایج آن مخالفت می ورزند. در نتیجه اگر برجام را مساوی یک دست آورد در سیاست خارجی بدانیم که حتما هم همینطور است، این پروژه ای ناتمام است مگر اینکه با گشایش فضای داخلی و عرصه سیاست داخلی به یک روند کامل و تمام عیار تبدیل می شود.

  • مجتبی مقصودی
۰۲
مهر
مجتبی مقصودی در کافه خبرچگونه می توان داعش را مهار کرد؟خبر آنلاین / کافه خبرسعید جعفری پویا   منطقه پرهویت و پر قومیت خاورمیانه همچنان در ریشه اختلافات و تضادها می‌سوزد، بی آنکه از حجم واگرایی‌ها کاسته شود. نه تنها دولت - ملت‌سازی به مفهوم کامل آن در میان جوامع عربی خاورمیانه شکل نگرفته که همچنان قومیت، دین و مذهب حرف اول و آخر را در یارگیری‌ها و نزاع‌های این جوامع می زند. دکتر مجتبی مقصودی رئیس پیشین انجمن علوم سیاسی معتقد است گام‌هایی برای عبور و خروج از این وضعیت برداشته شده است، اما کافی نبوده است، چرا که غیریت سازی‌های ایدئولوژیک و دینی امکان تعامل و کنار گذاشتن اختلافات را نمی‌دهد. استاد علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز بر این نظر است تا زمانی که با خشونت پاسخ خشونت داده می‌شود نمی‌توان به خروج از این وضعیت امیدوار بود. مجتبی مقصودی که روزهای پایانی تابستان به کافه خبر آمده بود؛ تنها راه پیش روی خاورمیانه گفتگو، تعامل و شکل‌گیری اعتدال با محوریت ایران، ترکیه و عربستان می داند.. رئیس پیشین انجمن علوم سیاسی که طی این سال‌ها توانست تحولی اساسی در این نهاد غیردولتی ایجاد کند و انجمن را به عنوان یکی از موفق ترین مجموعه های علمی غیردولتی کشور معرفی کند، این روزها در کسوت عضو هیئت‌ رئیسه انجمن در صحنه حضور دارد. در ادامه مشروح گفتگوی خبر آنلاین با بانی و مؤسس انجمن علوم سیاسی ایران و مدرس دانشگاه می‌خوانید.    خاورمیانه عربی همچنان در بن بست شکل‌گیری و تشکیل روند دولت - ملت‌سازی قرار دارد و شاهدیم که مردم این جوامع بیش از اینکه بر اولویت‌های ملی تاکید کنند، همچنان بر مؤلفه‌های قومی، دینی و مذهبی اصرار می‌ورزند. این عقب‌ماندگی از چه عواملی نشأت گرفته است؟    در منطقه خاورمیانه عربی تقریباً 20 کشور حضور دارند که حدوداً 300 میلیون جمعیت هم در این کشورها زندگی می‌کنند. برای پاسخ به سؤال شما بهتر است ابتدا وضعیت اجتماعی و جمعیتی این مناطق را بررسی کنیم. البته در همه جای جهان ناهمگونی وجود دارد، ولی ناهمگونی منطقه خاورمیانه عربی قابل تأمل است.  تلفیقی از اعراب و دیگر گروه‌های قومی و نژادی در این منطقه حضور دارند. تقریباً حدود 50 میلیون غیر عرب در این منطقه زندگی می‌کنند. اگر بخواهیم به ترکیب جمعیتی به لحاظ قومی، مذهبی و دینی رجوع کنیم، منطقه خاورمیانه خاستگاه ادیان الهی است و بزرگ‌ترین ادیان الهی آنجا هستند و خود این ادیان الهی هم بعدها شاخه‌شاخه شدند. از بین مسلمانان هم دو گروه عمده شیعه و سنی هستند ولی این تنها ترکیب موجود نیست و مجموعه گسترده‌تری مشاهده می‌شوند و حتی ایزدی‌ها، علوی‌ها، دروزی ها در مجموعه مسلمانان حضور دارند که به لحاظ تعلق خاطر تفاوت‌هایی دارند و هر کدام از این‌ها به لحاظ تمرکز جمعیتی در بخش‌هایی از مناطق چند کشور حضور دارند و این خود مخاطره برانگیز است. درعین‌حال اقلیت‌های مسیحی مانند قبطی ها در مصر، ارمنی‌ها در سوریه و لبنان، آشوری‌ها در موصل و مارونی ها در لبنان هم بر پیچیدگی این مجموعه افزوده است. در نتیجه این ترکیب جمعیتی برخواسته از آن خاستگاه دینی - مذهبی  تنوع ویژه‌ای را به این منطقه می‌بخشد. شاید در شرایط عادی شما مطرح کنید که این تنوع ترکیب جمعیتی در همه جای جهان است، بله همین طور است، ولی در همه جای جهان زودتر فرآیند دولت - ملت‌سازی آغاز شده است. گام‌های زیادی برداشته شد و در واقع پروسه دولت - ملت‌سازی را تا اندازه‌ای پیش بردند. اما مشکل آنجایی آغاز می‌شود که پروسه دولت - ملت‌سازی در کشورهای خاورمیانه دیرتر انجام و آغاز شد.      این روند با تأخیر، موفقیت‌هایی هم داشته است؟      واقعیت این است که این روند چندان قرین توفیق نبوده است. تا حدودی می‌توانیم بگوییم گام‌های اولیه برداشته شد ولی نمی‌توانیم بگوییم به صورت کامل این روند انجام پذیرفته است. اگر ما فرآیند دولت - ملت‌سازی را استحاله گروه‌های قومی، دینی، مذهبی و نژادی در یک بافت اجتماعی فراگیرتر به نام ملت ببینیم، به طور مشخص در خاورمیانه کمتر این رویه انجام شده است. البته طبیعتاً برخی کشورها گام‌های بیشتری برداشتند و در برخی گام‌ها محدودتر بوده است. در واقع مقصود من این است که پروژه دولت - ملت‌سازی به دلایلی به توفیق کامل منتج نشد.      این دلایل را بر می شمرید؟ چه عوامل و مؤلفه‌هایی سبب شده تا این فراگرد قرین موفقیت نباشد؟    بخشی از این ناکامی و تأخیر متأثر از عوامل برونزا هستند. بخشی هم البته درون‌زا هستند. شاید تفاوت دولت - ملت‌سازی در کشورهای اروپایی و توسعه‌یافته با کشورهای خاورمیانه عربی این است که در آن کشورها بیشتر عوامل درون‌زا تأثیرگذار بوده‌اند، اما در خاورمیانه عربی بیشتر مؤلفه‌های برونزا موثر بوده‌اند. یکی دیگر از دلایلی که این روند قرین موفقیت نشد، انقطاع‌های تاریخی است. اساساً دولت - ملت‌سازی با مفهوم مدرنیته شکل می‌گیرد. یکی از روندهای مدرنیته ورود نهادهای مدرن سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به جامعه است. مانند حزب، نهادهای مدنی جدید، مجلس، پارلمان، دستگاه‌های کنترلی و نظارتی قانون اساسی و ارتش نوین، نظام آموزشی نوین و امثالهم جز ابزارهای دولت - ملت‌سازی هستند. یعنی در تمام کشورهایی که دولت - ملت‌سازی را با موفقیت سپری کرده‌اند، این روندها مشاهده شده است. در خاورمیانه عربی هم این روندها آغاز شد، ولی نکته‌ای که وجود داشت این است که این رویه در این کشورها با ایدئولوژی همراه بود و این ایدئولوژی‌ها نتوانست این پروسه را به سرانجام برساند. ضمن اینکه این ایدئولوژی‌ها به صورت کامل و پیوسته نبوده است. در یک دوره‌ای ناصریسم، در دوره‌ای بعثیسم، در دوره دیگر سوسیالیسم و حتی در بازه زمانی دیگر پان عربیسم!. این‌ها اجزایی از ایدئولوژی سازنده دولت - ملت‌های نوین در خاورمیانه عربی بودند. به نظر من این شیوه دولت- ملت سازی به اتمام نرسیدند و هر یک از آن‌ها در یک جایی دچار انقطاع شدند. هر یک از این‌ها با مشکلات درون‌زا و برونزا مواجه شدند. به نظر می رسد تا زمانی که نظام بین‌المللی دو قطبی بود، تکلیف دولت ملت‌سازی‌ها مشخص تر بود. ضمن اینکه ایدئولوژی‌های فائقه که یکی سوسیالیسم و دیگری سرمایه‌داری بود و مشخص بود که شما در  کدام جبهه هستید و آن اردوگاه از شما حمایت می‌کرد. محمل سوسیالیستی خیلی از تکالیف را برای شما مشخص می‌کرد و هدف و مسیر را معین می‌کرد، اما با برداشته شدن چشم‌انداز سوسیالیستی و آرمان‌خواهی‌های سوسیالیستی کل کشورهای خاورمیانه با توجه به فرآیند جهانی شدن، دچار خلاء آرمانی و از هم پاشیدگی فکری شدند. پس یک مولفه انقطاع تاریخی است، دوم عدم بهره‌گیری مناسب و مستمر از ایدئولوژی تمام کننده است و هر از چند گاهی با یک ایدئولوژی رقیب رو به رو شدند. در آوردگاه خاورمیانه عربی در مقابل اسرائیل عدم موفقیت در مقابل آن رژیم به نوعی نقطه منفی در کارنامه دولت - ملت‌سازی آن‌ها هم محسوب می‌شد. یعنی اگر دولت مصر می‌توانست صحرای سینا را پس بگیرد و با اسرائیل مقابله کند، در روند دولت - ملت‌سازی توفیق محسوب می‌شد. هیچ‌یک از این‌ها نتوانستند در مقابل آوردگاه اسرائیل و متحدانش علی‌رغم اینکه 20 کشور بودند قرین توفیق شوند و در نتیجه آن ناتوانی، اصلاً سازه دولت - ملت آن‌ها را هم زیر سؤال برد. البته این مسئله باعث شد تا مؤلفه‌های هویتی را هم پررنگ کند. این مسئله انسجام هویتی را میان اعراب بیشتر کرد ولی تنها در این حد بود که نظام‌ها را حفظ کند. اینکه حرکتی به پیش بردارند که ملت‌های مسلمان منطقه را مجاب کند که این دولت ملت‌سازی موفق شوند خیلی قرین موفقیت نبوده است.
  • مجتبی مقصودی
۰۵
تیر
آیا علوم سیاسی و جامعه شناسی با معارف اسلامی مغایرت دارد؟به نقل از: خبرآنلاین http://www.khabaronline.ir/detail/267342/weblog/alamifariman    تعبیر مغایرت این رشته ها با مفاهیم اسلامی نگاهی مبهم و انتخاب تنها یک زاویه ی دید است،کسانی که با این منطق به ویرایش منابع مطالعاتی این رشته ها می پردازند باید با دقت نظر کاملی مساله را بررسی نمایند.   1-سخن از اسلامی کردن دانشگاه ها و رشته های تحصیلی فراوان و مناقشه برانگیز شده است.بازنگری در علوم انسانی از سال 1388 در دستور کار دولت و مشخصا وزارت علوم قرار گرفته است.   2-در اظهارنظرها و مباحث دست اندرکاران تغییر سرفصل ها ،موضوع رشته های علوم سیاسی، جامعه شناسی و روانشناسی دارای بیشترین مغایرت با مفاهیم اسلامی معرفی شده اند.   3- این موضوع و مباحث پیرامونی آن به لحاظ تعلیم و تربیت یک یا دو نسل از تحصیل کردگان دانشگاهی از ابعادی استراتژیک برخوردار است که نهایتا نیروی انسانی کشور را در آینده شکل می دهد.   4-تعبیر مغایرت این رشته ها با مفاهیم اسلامی نگاهی مبهم و انتخاب تنها یک زاویه ی دید است، کسانی که با این منطق به ویرایش منابع مطالعاتی این رشته ها می پردازند باید با دقت نظر کاملی مساله را بررسی نمایند. کسی با خواندن تئوری ها و مکاتب این حوزه ها نه گمراه می شود و نه لزوما سکولار، بلکه از این حوزه های علمی آگاه می شود. راه های جدید در مسیر یابی حرکت جمهوری اسلامی با خواندن جامع همه ی این سرفصل های دروس و حتی گسترش حیطه ی آن باز خواهد شد. چگونه در حوزه های علمیه سال ها باید طی شود تا چند عالم و مجتهد نخبه به مراحل نهایی علم روحانی دست یابند، همین روند در دانشگاه ها نیز وجود دارد. در حالی که تجربیات و ساختارهای حکمرانی معاصر بشری در همین شیوه های موجود خلاصه شده و مفاهیم مشترک عدالت جویی،پاسخگویی، مبارزه با فساد و گردش قدرت مسالمت آمیز قدرت بین آدمیان مشترک است،لذا بازنگران سرفصل ها توجه نمایندکه دانش چه طبیعی چه الهی و ادیانی میراث مشترک بشری است و آن چه در علوم انسانی خوانده می شود، تئوری ها و نظریات رایجی است که حتی در غرب هم جنبه ی جنینی دارد و در حال تکامل و رشد است،این تکامل و رشد را همگان در هرجای جهان باید انجام دهند، لذا حذف این دروس و بازنگری در مفاد آن رافع هیچ مشکلی نیست،دانشجویان این رشته ها باید همه ی تئوری های این رشته ها و مناظرات آن ها را بیاموزند. حذف این سرفصل ها از دانشگاه هاصرفا به جذاب سازی و زیرزمینی شدن اندیشه ها به شکل رسمی و غیررسمی دامن خواهد زد و علوم انسانی بی محتوا خواهد شد، زیرا هر آلترناتیوی باید در کنار آنان شکل گیرد و نه با حذف آن ها.   5-آن چه نیاز آینده ی ما در این رشته هاست گسترش و افزایش سلسله وار و تکمیل کننده ی این نظریات با دانش روحانی منبعث از قرآن و معارف اسلامی است که در طول این منابع پدید می آید و خود مانند پارادیم جدید تکمیل کننده ی دانش بشری است. روند شکل گیری آن اجباری نیست، بلکه دانشجویان این حوزه ها با همراهی اساتید و مشوق های علمی به دنبال بازگشایی افق های جدید در باب علوم انسانی باشند. لذا از ذبح همین نوزاد علوم انسانی بپرهیزیم و سعی کنیم آن را پربار کنیم ،زیرا اگر قرار باشد دانشی را منقطع کنیم باید محتوای پرباری هم داشته باشیم،آیا با توجه به این همه اظهار نظر درباره ی بومی سازی و ...محتوا را داریم؟،حرف های جدید تئوریزه شده داریم ؟وبلاگ هادی اعلمی فریمان
  • مجتبی مقصودی